جلسه قبل
احساس می کردم که چیزی کم است.
چیزی که از جنس محتوا نبود
حتی از جنس مدیریت جلسه و شلوغی ش نبود
از جنس مشکلات فنی لپ تاپ نبود
از جنس دوپاره شدن شرح منطقه و شهید فکه هم نبود
از جنس "آیینگی" بود شاید
آنچه باید می بود و نبود....
لا اله الا انت..سبحانک انی کنت من الظالمین...
هشت سال دفاع مقدس ما صرفاً يك امتداد زمانى و فقط يك برههى زمانى نيست؛ گنجينهى عظيمى است كه تا مدتهاى طولانى ملت ما ميتواند از آن استفاده كند، آن را استخراج كند و مصرف كند و سرمايهگذارى كند.
حادثهى عظيم اين هشت سال، مجموعهاى است از صفات والا، فرهنگهاى پسنديده و برگزيده و ممتاز، عقايد و معارف والائى كه ملت ما در طول تاريخ ارث برده يا استعدادش را در خودش حفظ كرده بوده، كه با انقلاب اسلامى اين استعدادها بروز كرد. يك گنجينهاى از همهى اينهاست.
شما كه دفاع مقدس را روايت ميكنيد، بخصوص آنهائى كه روايت هنرى ميكنند، در واقع آئينهاى هستيد در مقابل يك مظهر جمال و جلال، كه او را منعكس ميكنيد.
...
اين خيلى كار بزرگى است، خيلى كار مهمى است؛ شما براى آن تابلوى پرشكوه و پر از ريزهكارى و ظرافت و زيبائى آئينه ميشويد.
خود اين كار فرهنگي و كار هنري شما كه روايت آن جهاد مقدس هست، جهاد است؛ زيرا سعي بر اين بوده كه آن مفاهيم والا به دست فراموشي سپرده بشود؛ براي اين تلاش شده، كار شده. آن عزتي، اعتماد به نفسي، احساس اقتداري كه از ناحيه ي معنويت رزمندگان ما و جامعه ي اسلامي ما احساس شد و توانست آن حادثه ي عجيب و شگفت انگيز - يعني پيروزي در دفاع مقدس و شكست نخوردن در مقابل تهاجم اين همه دشمن - را رقم بزند،
يك نكته اي كه در باب روايت دفاع مقدس و كار هنري براي آن مدت، بايد مورد توجه باشد، اين است كه اين ميدان يك ميدان بسيار وسيعي است و واقعا هنوز بسياري از بخشهاي آن كشف نشده است. نه اينكه انسان يا ذهنها نتواند آن را به دست بياورد و بفهمد و بشناسد، نه، منعكس نشده. نبايد تصور كرد كه مضامين دفاع مقدس، مضامين تكراري است. خيلي از مفاهيم و مضامين در مجموعه ي اين تلاش هشت ساله وجود داشته كه هنوز درباره ي آنها كار نشده، فكر نشده.
24/6/1388
امام خامنه ای
در جبهه به یکى مىگویند سر برانکار را بگیر و مجروحان را ببر؛ به یکى مىگویند آر.پى.جى بزن؛ به یکى مىگویند برو نگاه کن، هر وقت دیدى کسى مىآید، ما را خبر کن.
بنابراین، هرکسى کارى مىکند. چنانچه هر کدام این کار را نکردند، جبهه شکست خواهد خورد.
نمىشود ما بگوییم این هم کار شد که به دست ما دادهاند؛ برو مجروحان را بردار حمل کن! در حقیقت، اهمیت حمل مجروح در جاى خود، کمتر از زدن آر.پى.جى که نیست.
در جمهورى اسلامى، هر جا که قرار گرفتهاید، همانجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همهى کارها به شما متوجه است.
* آقا :: ۵ اسفند 1370
امروز هفت روز می گذرد ...
از صبح چهارشنبه ای که مصطفی احمدی روشن، به محضر اباعبدالله رسید..
گویی ، نوبت ، به نسل سوم رسیده..
و این بیش از هر چیز آدم را به فکر فرو می برد...
دیروز ، بالاخره توفیق شد سر از کار کتابخانه دفاع مقدس دانشکده ادبیات در بیاورم:
کتابخانه ای در طبقه ی هم کف دانشکده، واقع در تالار نشریات، با چند هزار جلد کتاب، و به طور تخصصی در موضوع دفاع مقدس.
حتی کتابهایی که چاپشان تمام شده..
حتی گنجینه آسمانی سید مرتضی آوینی
حتی ۷-۶ نسخه از کتابهای تاریخ جنگی که داریم..
حتی کتابهای خاکی رنگ روایت فتح..
"همپای صاعقه" را امانت گرفتم!
می شناسیدش حتما...کارنامهی عملیاتی لشکر 27 محمد رسولالله به همت حسین بهزاد و گلعلی بابایی... کتابی پژوهشی و متقن در ۸۰۰ صفحه ، که البته تا سال ۶۱ پیش می رود. تا روزی که حاج احمد متوسلیان در افق ناپدید شد....
پیشنهاد می کنم حتما سری به آنجا بزنید!
http://rajanews.com/detail.asp?id=112657
تشییع بعد از نماز جمعه از دانشگاه تهران به بهشت زهرا
شادی روحشون صلوات...
جلسه اول برگزار شد امروز...
این قدر شوق دیدنتان را داشتم که آدرس وبلاگ را هم یادم رفت بدهم بهتان.
فردا جبرانی داریم.با بچه هایی که ساعت شان نخورده بود امروز...
از امشب حالمان فرق می کند..
حال پیامبر را دیده بودی وقتی از حرا برگشته بود...؟
سوره ی مزمل را بخوان....
انا سنلقی علیک قولا ثقیلا....
مشغول گزینش دوره چهارم هستیم....
حالا تو فکر کن که گزینش!
آخر سر خودشان لیست را می بندند.
شهدا را می گویم.
همیشه همین طور بوده..همه ی این چهارسال.
یک وقت دیدی کسی که خیلی قطعی بوده برایت خط خورده
یک وقت دیدی کسی که از همه کوچکتر بود تا آخر خط مانده.
دست و دلم می لرزد این روزها
آخر، برای ما، راوی ها فقط یک دوره نیست
فقط یک کلاس نیست
حتی فقط یک جمع بی نظیر نیست.
برای ما ، راوی ها مفهوم مجسم "تلاش برای مومن مبلغ شدن" اند...
برای ما راوی شدن مبعوث شدن است...
برای ما راوی شدن، یک محور است که حتی بقایای مادی اش هم هنوز از وایت برد پاک نشده
دوره ی چهار را دعا کنید...
خادمین را هم.
------
پی نوشت:
اردوی امسال به نام شهید دیالمه کلید خورد..
توضیح:
اردو یک مسئول فرهنگی دارد.که همان معاون فرهنگی مرکز است معمولا...
برای مشارکت در کارها باید با ایشان لینک شوید.
برای مشارکت در کارهای دوره ی راویان هم با حقیر..
سلام رفقا
این پست محلی ست برای هم اندیشی مان.این هم اندیشی تا چهارشنبه ۱۶آذر فرصت مشارکت دارد
نتایج نظر سنجی ها که حضورتان رسید. نظر سنجی در باره نحوه بیان و میزان اطلاعات و ارائه تحلیل بود و بحمدالله جمع بندی در کل آمار "خوب" بود... امیدوارم در همه ی عرصه ها موفق باشید و خدا از مان راضی باشد...
نکات دیگری هم هست اما ،که در نظر سنجی نبود. والبته هر کس خودش می تواند آن را بسنجد...
با توجه به اینکه امسال به اذن الله چهارمین سال تربیت راوی ما ست، چه پیشنهادی برای ارتقای کار داریم؟چه کارهایی باید می کردیم که نکردیم؟ چه قوت ها و ضعف هایی بود؟چقدر توانستیم کار را در قالب تبلیغ بعد از سفر ادامه دهیم؟
اگر لازم شود امسال چقدر می توانیم به سرپرست راویان کمک کنیم؟چه کمکی؟
به عنوان یک مشاور، آیا در دانشکده مان فرد خاصی را می شناسیم که برای این امر(راوی دانشکده شدن) مناسب باشد؟( با گزینه های پیشنهادی تان نقدا رایزنی نکنید.فعلا فقط در غالب کامنت خصوصی معرفی بفرمایید.)
ان شا الله در فرصت مناسب با مسئولین دانشکده ها نیز مشورت خواهد شد.
التماس دعا این روزها و شب ها...
زهرا.ص
این روزها، کمترین کاری که می شود کرد این است که لااقل... همیشه کتابی راجع به امام حسین توی کیفم داشته باشم... گیرم اصلا نخوانمش! نخوانم... فقط سر کلاس که می روم بگذارمش روی میز... بگذارم آدمها ببینند..بگذارم آدمها بپرسند... بگذار... و من یعظم شعائر الله... شوم..
می شود توی اتوبوس کتاب را بگیرم دستم جوری که جلدش پیدا باشد...
این روزها می شود کتاب خواند... می شود بلند بلند کتاب خواند..می شود رفقا را به مجالس کتاب دعوت کرد...می شود کتابهای خوانده و سخنرانی های شنیده شده را اس ام اس کرد... می شود مبلغ بود... راوی دیروز و مبلغ امروز..
این روزها دو تا کتاب خریده ام: انسان ۲۵۰ ساله، مال انتشارات صهبا موسسه جهادی که صحبت های آقا ست درباره سیر تاریخی مبارزات ائمه
و کتاب دیگر "امر به معروف و نهی از منکر در آثار شهید مطهری" انتشارات صدرا که یک جمع آوری ست در واقع
و هر دو به نوعی مرتبط اند با عاشورا..
این روزها واحد شهید علیمحمدی، فولاد دوم مان، در حال سر و سامان یافتن است..
دعا کنید...
زهرا.ص
این روزها
هر طرف را که نگاه می کنم
تو بالای نیزه ای...(حتی بیشتر)
۶نفس مانده تا محرم...
التماس دعا...
